او دو رساله نوشت، يكي در احكام مواليد، كه در سال 1394 در مانتوا به اتمام رسيد و ديگري در علوم خفيه، كه بيتاريخ است.
رسالهٴ اولي در 11 فصل است و كتاب درسي مرتبي در اخترگويي و بيان استخراج اوقات براي موارد مختلف، كه از بطليموس و دوروتيوس1؛ از موٴلفان عربي از قبيل عمر (شايد ابومعشر، نهم ـ1)، قبيصي (دهم ـ2)، يا هالي (احتمالاً ابنابي رجال، يازدهم ـ1) و از نويسندگان اخير لاتيني از قبيل نجوم ويليام انگليسي (سيزدهم ـ1)، كتابهاي گويدو بُناتي (سيزدهم ـ2) و لئوپولد اتريشي (سيزدهم ـ2)،
آيينهٴ نجوم منسوب به آلبرت كبير(سيزدهم ـ2) و رسالهٴ پزشكي توماسو دل گاربو نام برده است.
رسالهٴ دوم در زمينهٴ جادو و احضار روح است و لزومي به بررسي آن نيست. رگيومونتانوس اضافاتي بر رسالهٴ اخترگويي نوشت و در نامهاي به تاريخ سال 1465 از چيزي ذكر ميكند كه ظاهراً رسالهٴ اخترگويي ديگري از منتولمو بوده است.
جنتيله دِلي ميناردي
نويسندهٴ ايتاليايي در زمينهٴ سواركاري و اخترگويي، كه احتمالاً در ربع سوم سدهٴ چهاردهم ميزيست.
او پس از سال 1348 رسالهاي به ايتاليايي در باب سواركاري نوشت كه در آن خود را جنتيله دو دُواردو دلي ميناردي داسكولي ناميده (آسكولي در مارش؟). كتاب به شخصي بهنام چيچو داركونه دلي آركُني اهل رم اهدا شده است. از آن، تنها يك نسخهٴ خطي در دست است (موزهٴ بريتانيا، نسخهٴ ايگرتُن 3149). در آن، به جنگي اشاره شده كه در سال 1348 در نزديكي آسكولي روي داده و از جوواني داسكولي نام برده شده، كه ممكن است همان فقيه مسيحي ساكن بولونيا در سال 1360 باشد. ارتباط او با آسكولي به خوبي ثابت شده، همچنين با تاريخ تقريبي آن ميخواند.
كتاب سواركاري و سپاهيگري جنتيله در سه مقاله است: 1) هفتمرتبهٴ دوستي، كه تحت سيارات هفتگانه درجهبندي شدهاند؛ 2) آداب، حوادث و محاسن سواركاري؛ 3) نجيبزادگي.
عجيبترين موضوعات تركيب محاسن و ويژگيهاي اقسام دوستي با اخترگويي است.
موٴلف مطالعات خوبي داشته است، به ويژه در ادبيات قديم لاتيني. بيشتر از والريوس ماكسيموس نقل قول كرده، كه مورخ و حكايتنويسي از زمان تيبريوس بود و در سدههاي ميانه شهرت زيادي داشت. همچنين از سيسرون، ويرژيل، اُويد، سالوست، ليوي، لوكان، استاتيوس، فرونتينوس؛ سوئتونيوس، وگِتيوس رزمآزما نام ميبرد. در ميان نويسندگان سدههاي ميانه به